یکی هست...

تگها :
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
باید یکی باشه که تا گوشیت زنگ می خوره و عکسش رو رو گوشیت می بینی دلت بلرزه،چشمات بخنده...
باید یکی باشه که تا دلت گرفته بدون هیچ تردیدی بهش زنگ بزنی،صداش رو بشنوی و آروم شی...
باید یکی باشه...تو جای جای زندگیت...تو تک تک خاطره هات...

دلار...دلار...دلار...

تگها : ،
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
از این به بعد خانواده ها به جا اینکه بچه هاشون رو بفرستند خارج درس بخونند و براشون دلار بفرستند اونور آب بچه هاشون رو می فرستند خارج گارسونی کنند براشون دلار بفرستند این ور آب...!

تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی...

تگها :
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
تو که عاشق من نشدی...
ولی روزی...وقتی...اگه عاشق شدی یاد من بیفت...
یاد من بیفت باد شب و روزای من...

نفس کم آوردم...

تگها : ،
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
اون موقعی که لبت رو لبهاشه...
اون موقعی که دستت تو موهاشه...
اون موقعی که ضربان قلبش رو رو سینَت احساس می کنی...
اون موقع همه اتاق ساکتند...همه تماشا می کنند...تنها صدا صدای نفسهاشه...
صدای نفسهایی که بوی دوست داشتن می دهد...بوی عشق...

نوبت منم میشه...

تگها : ،
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
خدمت حضرت "خدا"...
از بازی کردن با لحظه لحظه ی زندگی و احساسات من لذت ببر که به زودی بیداری اسلامی کاخ سلطنتت را به لرزه درخواهد آورد...

من و تو

تگها :
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
فرهادِ قصه ها کجاست که ببیند من چگونه در پی شیرینم دنبال کوهی برای کندن می گردم...

یَـــــــــــــــــــــخ زدم...

تگها : ،
ارسال شده در 23:59 توسط احسان
از اون موقعها که دستِ سردش رو می کنه تو یقه ات که گرم شه...