لطفا پخش نکنید.لطفا دانلود نکنید...

تگها : ،
ارسال شده در ۰۰:۰۵ توسط Ehsan Taherian


دیدید می گن ناف یکی رو با فلان چیز بستند؟

می گن فلانی رو نافش رو با بدبختی بستند....
جریان این آقای استاد شجریان ما هم همینه.روزی که خدا این آقا رو آفرید گفت ای بنده من امروز به تو صدایی می بخشم که دیگران به صدایت قبطه بخورند اما در عوض از تو چیزی می ستانم و آن این است که دیگر بندگانم در قبال صدای تو هیچ مسئولیتی نخواهند داشت.استاد قبول کرد و پا به این جهان گذاشت و پله پله بالا رفت.گذشت وانقلاب شد و صدا سیما آمد و هر چه خواستند ربنا گذاشتند گقت طوری نیست این هم هدیه ای از من به بندگان خدایی که این صدا را به ما ارزانی داشت.بعد از آن انتخابات شد و از هر شبکه ای فریاد 
ایران ای سرای امید بلند شد...
گفت ای آقا این مربوط به گذشته است چه حالا وقت استفاده؟...
گوش کسی بدهکار نیود....
ماه رمضانها و انتخابات ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و کسی گوش نکرد که استاد ما راضی به استفاده از این صدای آسمانی به این شکل نیست...
امروز که اطلاعیه استاد را دیدم دلم سوخت.آخر ای خدا این بنده با تو چه کرده که اینقدر کسی به کارهایش احترام نمی گذارد؟
ای مردم این آهنگ را نه لینک کنید نه دانلود کنید.فکر کنید نقاشی ای کشیده اید .شب می خوابید فردا صبح که می روید نان بخرید می بینید سبزی فروش محله سبزی در روزنامه ای می پیچد که عکس شما در آن چاپ شده.ای بندگان خدا اگر دیگران نمی فهمند شما رعایت کنید...
پی نوشت:یاد خاتمی افتادم.بنده خدا هر سفری رفت در غیابش یا رهیر رفت سفر یا یک خبری در کشور شد...جریان تور تابستانه استاد ما هم جریان سفرهای خاتمی است...از  مصاحبه با وطن امروز گرفته تا آهنگ آزادی...
پروردگارا این تور تابستانی را به خیر بگذران.
آمین...
اینجا ایران است سرزمین من...
پی نوشت بعد!:چرا این اتفاقات برای هنرمند مردمی! آقای!محمدرضا شریفی نیا نمی افتد؟تا حالا فکر کردید؟
پی نوشت ضروری:مقایسه استاد با شریفی نیا همچون مقایسه ....نمی دونم.خودتون بفهمید.مقایسه دریا با هیچ است

1 بازخورد به "لطفا پخش نکنید.لطفا دانلود نکنید..."

راهپيمايي بزرگ روز قدس براي رسيدن به آزادي. ساکنين شهرهاي کوچک مثل تفرش، دامغان و ... اگر براي روز قدس احساس خطر ميکنيد از پنجشنبه به تهران بياييد. اين راهيست براي شما كه اعتراضتان را فرياد كنيد و به درياي ملت بپيونديد. هركسيکه خود را ايراني ميداند به تهران بيايد تا جمعه 9صبح در يك نقطه اين شيربچه آسيا متمركز شويم و قلب تپنده اش را از شر بيماري كشنده ديكتاتوري نجات دهيم. جمعه صبح چنان يار يكديگر خواهيم بود كه سبزي ما سياهي را چون سيلابي بشويد و ببرد. با هم اگر باشيم، باطل رفتني است.

ارسال یک نظر