دیدید می گن ناف یکی رو با فلان چیز بستند؟
می گن فلانی رو نافش رو با بدبختی بستند....
جریان این آقای استاد شجریان ما هم همینه.روزی که خدا این آقا رو آفرید گفت ای بنده من امروز به تو صدایی می بخشم که دیگران به صدایت قبطه بخورند اما در عوض از تو چیزی می ستانم و آن این است که دیگر بندگانم در قبال صدای تو هیچ مسئولیتی نخواهند داشت.استاد قبول کرد و پا به این جهان گذاشت و پله پله بالا رفت.گذشت وانقلاب شد و صدا سیما آمد و هر چه خواستند ربنا گذاشتند گقت طوری نیست این هم هدیه ای از من به بندگان خدایی که این صدا را به ما ارزانی داشت.بعد از آن انتخابات شد و از هر شبکه ای فریاد
ایران ای سرای امید بلند شد...
گفت ای آقا این مربوط به گذشته است چه حالا وقت استفاده؟...
گوش کسی بدهکار نیود....
ماه رمضانها و انتخابات ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و کسی گوش نکرد که استاد ما راضی به استفاده از این صدای آسمانی به این شکل نیست...
امروز که
اطلاعیه استاد را دیدم دلم سوخت.آخر ای خدا این بنده با تو چه کرده که اینقدر کسی به کارهایش احترام نمی گذارد؟
ای مردم این آهنگ را نه لینک کنید نه دانلود کنید.فکر کنید نقاشی ای کشیده اید .شب می خوابید فردا صبح که می روید نان بخرید می بینید سبزی فروش محله سبزی در روزنامه ای می پیچد که عکس شما در آن چاپ شده.ای بندگان خدا اگر دیگران نمی فهمند شما رعایت کنید...
پی نوشت:یاد خاتمی افتادم.بنده خدا هر سفری رفت در غیابش یا رهیر رفت سفر یا یک خبری در کشور شد...جریان تور تابستانه استاد ما هم جریان سفرهای خاتمی است...از مصاحبه با وطن امروز گرفته تا آهنگ آزادی...
پروردگارا این تور تابستانی را به خیر بگذران.
آمین...
اینجا ایران است سرزمین من...
پی نوشت بعد!:چرا این اتفاقات برای هنرمند مردمی! آقای!محمدرضا شریفی نیا نمی افتد؟تا حالا فکر کردید؟
پی نوشت ضروری:مقایسه استاد با شریفی نیا همچون مقایسه ....نمی دونم.خودتون بفهمید.مقایسه دریا با هیچ است